عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
417
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
اغلب در آسايش است ) . 60 ربّ فقر عاد بالغنى الباقى : بسا نادارائى ( در دنيا ) كه بازگشتنش بسوى دارائى باقى ( آخرت ) است . 61 ربّ غنى أورث الفقر الباقى : بسا دارائى كه نادارى هميشگى را ببار آرد . 62 ربّ مخوف لا تحذره : بسا جاى ترسى كه از آن نمى ترسى ( يعنى انسان بى جهت روى وهم و خيال از آن مى ترسد ) . 63 ربّ قاعد عمّا يسرهّ : بسا كس كه از آنچه او را مسرور مى سازد باز نشسته است ( و از عمل كردن براى آخرت دست باز داشته است ) . 64 ربّ جامع لمن لا يشكره : بسا گرد آرندهء كه براى كسى گرد مى آورد كه سپاسش را نمى گذارد ( بسيار افتد كه وارث مى خورد و لعنت هم مى فرستد ) . 65 ربّ قريب أبعد من بعيد : بسا نزديكى كه از دور دور تر است ( دور مهربان بهتر از نزديك نامهربان است ) . 66 ربّ صديق حسود : بسا دوستى كه ( در عين دوستى ) بر انسان رشك مى برد . 67 ربّ بعيد أقرب من كلّ قريب : بسا دور و بيگانهء كه از هر نزديكى نزديكتر است . 68 ربّ عشير غير حبيب : بسا خويشاوندى كه نامهربان است . 69 ربّ محتال صرعته حيلته : بسا چارهانديشى كه همان چاره انديشيش بخاكش در افكند . 70 ربّ متحرّز من شيء فيه آفته : بسا پناه جوينده از چيزى كه تباهيش در همان است . 71 ربّ صديق يؤتى من جهله لا من نيتّه : بسا دوستى كه از نادانيش ببدى رسد نه از سوء نيّتش . 72 ربّ ملوم و لا ذنب له : بسا نكوهش شدهء كه بى گناه است . 73 ربّ متنسّك و لا دين له : بسا زاهد و پارسائى ( رياكار ) كه دين ندارد . 74 ربّ ذنب مقدار العقوبة عليه إعلام المذنب به : بسا گناهى كه اندازه سزا و كيفر بر آن به شخص گناهكار خبر داده شده است ( و از عواقب وخيم گنهكارى اطّلاع دارد . 75 ربّ جرم أغنى عن الاعتذار عنه الإقرار به : بسا جرمى كه اقرار كردن به آن شخص را از پوزش